|
برای ح...حوالی صبح آسمان کوچک من
| ||
|
کی میدونه چند ثانیه تا ته خط مونده؟
هیچ کس نمی دونه آره درسته ولی یه وقتایی اتفاقایی تو زندگی میوفته که تو بوی نزدیک شدن به ته خط رو حس می کنی و اون موقع است که معلوم میشه چیکاره بودی و تا حالا درست بودی یا اشتباهی؟ نمیدونم این حس برای بقیه چه حالی داره ولی تا حدودی برای من لذت بخش چون فقط یه ثانیه انگار با ته خط فاصله دارم پس باید سعی کنم خوش باشم و دور از همه اونایی که دلم گاهی بدجور براشون تنگ میشه برای آرزوهایی که باهاشون داشتم برای هزار بار آهی که برای نداشتن خیلی چیزا کشیدم ولی خوشبختم چون حس می کنم همه نزدیکن فقط کمی ثانیه هامون فرق داره [ پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 ] [ ] [ چشم آسمونی ]
“…بی تو هیچ رنگی دیدنی نیست، بی تو هیچ چهرهای نگاه کردنی نیست، بیتو هیچ منظره ای
تماشایی نیست، آنگاه که تو غایبی همه چیز باید غایب شود. هرگاه تو نیستی اشیاء، اشخاص، چه
میگویم ؟ هرگاه تو نیستی هستی، هرچه هست حق ندارد که باشد. در غیبت تو همه چیز باید در
سیاهی پنهان شوند. بیتو دیدن طاقت فرسا است، بیتو نگاههای من در این عالم غریب میشوند،
از همه رنگها و شکلها می هراسند، میگریزند و نمیخواهند ببینند…” [ سه شنبه هشتم آذر 1390 ] [ ] [ چشم آسمونی ]
نمی دونم چرا اینقدر امروز دلم شور می زنه
همیشه بعداز دل شوره یا یه اتفاق بدمی افته یا خیلی خوب من بدون شک منتظر اون اتفاق خوبه هستم آرزو می کنم امروز بهترین روز زندگیم بشه مطمئنم کنار تو که باشم به یاد تو که باشم امروز بهترین روز زندگیم میشه حتی اگه دل شوره داشته باشم آخه دل شوره هم کنار تو لذت بخش [ یکشنبه سوم مهر 1390 ] [ ] [ چشم آسمونی ]
گاهی اوقات دلتنگی چیز خوبیه
بستگی داره چجوری بهش نگاه کنی و دلتنگ کی شده باشی من خیلی از دلتنگیامو دوست دارم چون تازه می فهمم که تو چه حال و هوایی بودم و چی داشتم ولی بعضیا اونقدر کم طاقتن که همش فاصله ها رو می بینن نه هیچ چیز دیگه و نمی دونن که فقط خودشونو زجر میدن چون دلتنگی قشنگ بستگی داره تو چه طوری بهش نگاه کنی خوب نگاه کنی به همه چیز دلتنگیاتم قشنگ میشه خوب نگاه کن به همه چیز [ پنجشنبه ششم مرداد 1390 ] [ ] [ چشم آسمونی ]
از گم شدن همه مي ترسيم اما زيباترين روز زندگي ام روزي بود كه با تو در ميان جنگل گم شديم
[ چهارشنبه هشتم تیر 1390 ] [ ] [ چشم آسمونی ]
این روزها یکی از بهترنین روزهای زندگیمه
به خاطر اینکه می دونم همه ثانیه های این زندگی و این لحظه ها رو مدیونتم می دونم باهات بد رفتار کردم یه وقتایی ولی قول میدم از این لحظه به بعد جبران کنیم من احساس می کنم این بهترین روزها ممکن تا مدتها دیگه برنگرده من عاشق تک تک ثانیه های این روزها هستم کاش زودتر بگذره تا..... [ شنبه بیست و هشتم خرداد 1390 ] [ ] [ چشم آسمونی ]
عشق گاه جابه جا می شود گاه سرد می شود و گاه می سوزاند اما دوست داشتن از جای خویش بر نمی خیزد سرد نمی شود که داغ نیست نمی سوزاند که سوزاننده نیست.
عشق روبه جانب خود دارد خودخواه است و خودپا و حسود معشوق را برای خویش می پرستد و می ستاید اما دوست داشتن رو به جانب دوست دارد. هرچه می نویسم پنداری دلم خوش نیست..... نمی دونم این روزها حال واقعی یعنی چی؟ دلم خواست پناه بیارم به کتاب کویر شریعتی تا شاید با یادآوری حال و هوای قدیمیم یه خورده بی حوصلگی و نا امیدی تو این روزها دست از سرم برداره کاش بودی بیشتر بودی تو این روزها کاش می دونستی چرا ناامیدم یه ذره این ناشکری نیست اما از روزگارم شکایت می کنم از اینکه خیلی کم دارمت خیلی کممممم آره شکایت دارم که سهمم خیلی کمه کم [ شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390 ] [ ] [ چشم آسمونی ]
گاهی اوقات لحظه ها و بعضی اتفاق ها اونقدر به آدم فشار می یاره که آدم واقعا از همه چیز بیزار می شه
از همه نگاه ها از همه آدم ها از همه دسته گل ها از همه خنده ها همه و همه انگار تو بعضی لحظه ها هیچ چیزی تو رو دلخوش نمی کنه هیچ چیز ولی واقعا چرا بعضی آدمها به طرف مقابلشون فکر نمی کنن و هرجور که می خوان رفتار می کنن چرا یه ثانیه احساس نمی کنن بابا اون هم آدم کاش آدم ها یه روزهایی بی وجدان نمی شدن تا دل یه نفر دیگه رو بشکونن
[ چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390 ] [ ] [ چشم آسمونی ]
سخت باور کنی یک سال دیگه هم گذشت
احساس کنی داری بهش نزدیک تر میشی به اونی که تو این روزها کمتر کسی یادش ولی چون امسال بهترین سال زندگیم بود چون همه آرزوهام امسال برآورده شد من خوشبختم ولی خوشحال نیستم تا موقعی که ببینم همه آرزوهای تو هم برآورده شده و دلم می خواهد آرزوی سال جدیدم فقط یه جمله باشه: در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم آرزوی تو رو داشتن سخت ولی من میخوام شجاع باشم و سینه سپر کنم برای به دست آوردنت برای همیشه می توانم مگه نه؟؟؟ [ چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389 ] [ ] [ چشم آسمونی ]
این روزها کمتر گذر لحظه ها رو احساس می کنم
اونقدر تند می گذره که خیلی ثانیه ها از دستم درمیره ولی به هر حال نباید اجازه بدهیم هیچ وقت ثانیه ای بدون علاقه من وتو بگذره نباید اجازه بدهیم هیچ ثانیه ای نشون دلتنگی داشته باشه مطمئن باش به هیچ کس و هیچ چیزی اجازه نمی دهم وارد این خلوت بشه که لحظه لحظه شو دوتایی با هم با همین دستا ساختیم تو هم نذار هیچ چیزی شیشه این حریمو بشکنه بگذار دوتایی فقط و فقط دوتایی تا آخر تا نفس آخر با چنگ و دندان این خلوت مال خودمون باشه [ یکشنبه سوم بهمن 1389 ] [ ] [ چشم آسمونی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||